دیکشنری فارسی

interlard

معنی فارسی

اميختن

معنی کامل و مثال‌ها

/-lärd´/vt.

(در اصل) لایه‌های دمبه را بین لایه‌های گوشت قرار دادن (پیش از کباب کردن)

متنوع کردن، سرده کردن، جوراجور کردن، درآمیخته کردن

to interlard a speech with poems and quotations

نطق را با شعر و نقل قول درآمیختن

در آمیختن، قاطی کردن

مترادف‌ها

verb active
Mix, intersperse, intertwine, diversify, vary.

واژه‌های دیگر با معنی «اميختن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن