intestable معنی فارسی فاقد صلاحيت ، وصيت کردن ، ناشايسته براي گواه بودن يا گواهي دادن واژههای دیگر با معنی «فاقد صلاحيت» unqulified فاقد شرايط لازم، فاقد صلاحيت، غيرصالح unmeet نامناسب، فاقد صلاحيت، بي قواره