دیکشنری فارسی

unmeet

UKʌnmiːt

معنی فارسی

نامناسب فاقد صلاحيت بي قواره ناشايسته .

معنی کامل و مثال‌ها

/-mēt´/adj.

(قدیمی) نامناسب، ناجور

مترادف‌ها

adjective
Improper, unfit, unbecoming, unseemly.

واژه‌های دیگر با معنی «نامناسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن