دیکشنری فارسی

unapt

UKʌnəpt

معنی فارسی

نامناسب ناجور نامتمايل غير متحمل کند ذهن دير آموز کم هوش کودن

معنی کامل و مثال‌ها

/un apt´/adj.

نامناسب، ناجور

نامتمایل، غیر محتمل

(در آموختن و غیره) کند ذهن، دیر آموز، کم هوش، کودن

مترادف‌ها

adjective
1. Inappropriate, unsuitable, unfit, inapposite, inapplicable, irrelevant.
2. Unqualified, incompetent, inapt, ill qualified, dull, unskilful.

واژه‌های دیگر با معنی «نامناسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن