دیکشنری فارسی

timeless

UKtaimləs US'taımləs

معنی فارسی

نامناسب بي انتها.

معنی کامل و مثال‌ها

/tīm´lis/adj.

● بی‌پایان، لایتناهی

● ابدی، جاودان

● بی‌مدت، بدون مدت یا ضرب الاجل

● (مهجور) رجوع شود به: untimely

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unaffected by time “few characters are so dateless as Hamlet” “Helen's timeless beauty”

واژه‌های دیگر با معنی «نامناسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن