دیکشنری فارسی

intransitive

UKintrænsətiv

معنی فارسی

لازم فعل لازم

معنی کامل و مثال‌ها

/in tran´sǝ tiv/adj., n.

(دستور زبان) لازم، فعل لازم

ناگذرا

واژه‌های دیگر با معنی «لازم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن