intruding
UKintruːdiŋ
USınt'ru:dıŋ
معنی فارسی
سرزده امدن ، فضولانه امدن ، بدون حق وارد شدن ،
فرو کردن ، بزور جادادن
تعریف انگلیسی
adjective
- projecting inward