inundant معنی فارسی طغيان کننده معنی کامل و مثالها /in un´dǝnt/adj.● لبریز، سرشار، سیل مانند واژههای دیگر با معنی «طغيان کننده» raging طغيان کننده، سخت، شديد inundatory طغيان کننده، پوشاننده (ازسيل) upriser طغيان کننده، بالا رونده . rampageous طغيان کننده overflowing لبريز، طغيان کننده، فراوان intertidal واقع در ميان نشان طغيان و فرو کش اب، زندگي کننده در ميان طغيان اب intumescent باد کرده، اماس کرده، بالا امده insurgent ياغي، عاصي، شورش