دیکشنری فارسی

investigator

UKinvestigeitər USın'vestə'geıtə

معنی فارسی

رسيدگي کننده بازجو گماشته رسيدگي مامورتحقيق

معنی کامل و مثال‌ها

/in ves´tǝ gā´tǝr/n.

● کارآگاه خصوصی (private investigator هم می‌گویند)

● بازجو، مامور تحقیق، هوده‌یاب

تعریف انگلیسی

noun
  1. a scientist who devotes himself to doing research
  2. someone who investigates
  3. a police officer who investigates crimes

مترادف‌ها

noun
Inquirer, searcher, student, conductor of researches.

واژه‌های دیگر با معنی «رسيدگي کننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن