investment plan معنی فارسی برنامه سرمايه گذاري واژههای دیگر با معنی «برنامه سرمايه گذاري» capital program برنامه سرمايه گذاري، برنامه توليد سرمايه planned investment سرمايه گذاري برنامه ريزي شده unintended investment سرمايه گذاري برنامه ريزي نشده، سرمايه گذاري پيش بيني نشده