involucrate
معنی فارسی
گريبانه دار
معنی کامل و مثالها
/in´vō lōō´krit, -krāt´;-vǝ-/adj.
● (گیاهشناسی) گریبان دار، گریبانی
تعریف انگلیسی
adjective
- having an involucre “Pertains to noun: involucre”