دیکشنری فارسی

involucrate

معنی فارسی

گريبانه دار

معنی کامل و مثال‌ها

/in´vō lōō´krit, -krāt´;-vǝ-/adj.

● (گیاه‌شناسی) گریبان دار، گریبانی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having an involucre “Pertains to noun: involucre”

واژه‌های دیگر با معنی «گريبانه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن