spathed معنی فارسی گريبانه دار، داراي گل اذين گريبانه وار. واژههای دیگر با معنی «گريبانه دار» involucrate گريبانه دار twinberry پيچ گريبانه دار، رجوع شود به partridgeberry spadices خوشه گريبانه دار، ارايش غلاقي spadix خوشه گريبانه دار، ارايش غلاقي