دیکشنری فارسی

irately

UKairætiːliː

معنی فارسی

خشمکين خشمناک غضبناک آتشي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an irate manner “Get out,' he shouted irately” “Derived from adjective: irate”

واژه‌های دیگر با معنی «خشمکين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن