irk
USə:k
معنی فارسی
خسته کردن رنجه کردن زحمت دادن
معنی کامل و مثالها
/u_rk/vt.
● آزردن، رنج دادن، رنجه داشتن، ملول کردن
it irks me to see such waste
اسراف و تبذیر این جوری مرا رنج میدهد.
restrictions that irked buyers
محدودیتهایی که موجب رنجهی خریداران میشد.