irq معنی فارسی وقفه ، يک آدرس قابل رديابي براي پردازنده کامپيوتر واژههای دیگر با معنی «وقفه» dead lock وقفه، کوچه بن بست، اشکال interrupt driven وقفه گرا blocking period دوره وقفه nerve block وقفه عصبي uninterrupted بي وقفه . betweentimes درمدت وقفه، درفاصله دو زمان wind rocked-out وقفه تنفسي، نارسايي تنفسي affect block وقفه عاطفه interrupt vector بردار وقفه sticking voltage ولتاژ وقفه