irradiance
UKireidiəns
معنی فارسی
درخشندگي تابش روشني تابندگي نورافکني
معنی کامل و مثالها
/ir rā´dē ǝns, i rā´-/n.
● برتابش، پرتوافکنی
● درخشش
● (فیزیک: مقدار نور یا اشعه برحسب سطح) شدت تابش