دیکشنری فارسی

irradiance

UKireidiəns

معنی فارسی

درخشندگي تابش روشني تابندگي نورافکني

معنی کامل و مثال‌ها

/ir rā´dē ǝns, i rā´-/n.

● برتابش، پرتوافکنی

● درخشش

● (فیزیک: مقدار نور یا اشعه برحسب سطح) شدت تابش

واژه‌های دیگر با معنی «درخشندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن