دیکشنری فارسی

sheen

UKʃiːn USʃi:n

معنی فارسی

درخشندگي تابش برق

معنی کامل و مثال‌ها

/shēn/n., adj., vi.

● (به ویژه در مورد پارچه و کاغذ) برق، درخشش، شید، براقی

● جامه‌ی براق، جامه‌ی پر زرق و برق

● (قدیمی) براق، شیدناک، درخشنده

تعریف انگلیسی

noun
  1. the visual property of something that shines with reflected light

مترادف‌ها

noun
Brightness, splendor, shine, gloss.

واژه‌های دیگر با معنی «درخشندگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن