sheen
UKʃiːn
USʃi:n
معنی فارسی
درخشندگي تابش برق
معنی کامل و مثالها
/shēn/n., adj., vi.
● (به ویژه در مورد پارچه و کاغذ) برق، درخشش، شید، براقی
● جامهی براق، جامهی پر زرق و برق
● (قدیمی) براق، شیدناک، درخشنده
تعریف انگلیسی
noun
- the visual property of something that shines with reflected light
مترادفها
noun
Brightness, splendor, shine, gloss.