دیکشنری فارسی

irresponsibleness

UKirispɔnsəblnəs

معنی فارسی

نامسئول ، غير مسئول ، بي مسئوليت ،

ازراد فاقد حس مسئوليت ، غير معتمد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a form of untrustworthiness; the trait of lacking a sense of responsibility and not feeling accountable for your actions

واژه‌های دیگر با معنی «نامسئول»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن