دیکشنری فارسی

isle

UKail USaıl

معنی فارسی

جزيره اداک جزيره کوچک مجزا کردن جزيره نشين کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/īl/n., vi., vt.

جزیره‌ی کوچک، آبخستک، جزیرک، آداکچه

در آبخستک قرار دادن، آبخستک سان کردن

در جزیرک زندگی کردن، آبخستک‌زی بودن (یا شدن)

مترادف‌ها

noun
(Poetical.) Island.

واژه‌های دیگر با معنی «جزيره اداک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن