دیکشنری فارسی

isle

UKail USaıl

معنی فارسی

جزيره اداک جزيره کوچک مجزا کردن جزيره نشين کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/īl/n., vi., vt.

● جزیره‌ی کوچک، آبخستک، جزیرک، آداکچه

● در آبخستک قرار دادن، آبخستک سان کردن

● در جزیرک زندگی کردن، آبخستک‌زی بودن (یا شدن)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small island

مترادف‌ها

noun
(Poetical.) Island.

واژه‌های دیگر با معنی «جزيره اداک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن