isle
UKail
USaıl
معنی فارسی
جزيره اداک جزيره کوچک مجزا کردن جزيره نشين کردن
معنی کامل و مثالها
/īl/n., vi., vt.
● جزیرهی کوچک، آبخستک، جزیرک، آداکچه
● در آبخستک قرار دادن، آبخستک سان کردن
● در جزیرک زندگی کردن، آبخستکزی بودن (یا شدن)
مترادفها
noun
(Poetical.) Island.