دیکشنری فارسی

isogony

معنی فارسی

برابري، تعادل و تساوي در رشد، همرشدي.

معنی کامل و مثال‌ها

/ī säg´ǝ nē/n.

(رشد برابر اجزای یک سازواره به طوری که نسبت اندازه‌ها ثابت بماند) جور رویش، همسان رویی

واژه‌های دیگر با معنی «برابري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن