isolate (to) معنی فارسی پوشاندن جدا کردن واژههای دیگر با معنی «پوشاندن» clothe پوشاندن، لباس پوشاندن، (رخت) پوشانيدن enclothe پوشاندن، لباس پوشاندن، رخت پوشانيدن batten down پوشاندن، زهوار گرفتن، آب بندي کردن bestrew پوشاندن، ريختن روي، پاشيدن bestrewn پوشاندن، ريختن روي، پاشيدن bespread پوشاندن، پهن کردن accoutering سلاح پوشاندن، آماده جنگ کردن، ملبس کردن accouters سلاح پوشاندن، آماده جنگ کردن، ملبس کردن accouter سلاح پوشاندن، آماده جنگ کردن، ملبس کردن clad لباس پوشاندن، پوشاندن