it is he that معنی فارسی اوست که واژههای دیگر با معنی «اوست که» silent partner شريکي که تهيه سرمايه با اوست، شريک سرمايه رسان sleeping partner شريکي که تهيه سرمايه با اوست noah ark کشتي نوح، کشتي بچگانه که اسباب بازي اوست confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا blue flag پرچم آبي براي علامت دادن بکسي که اتومبيل، ديگري بدنبال و نزديک اوست تا راه بدهد gallio مامورياشخصي که ازدخالت درکاري که بيرون، ازصلاحيت اوست خود داري crosier عصاي اسقفي ياکشيشي (که نشاني ازچوپاني، اوست براي گله خدا) crozier عصاي اسقفي ياکشيشي (که نشاني ازچوپاني، اوست براي گله خدا)