jack up (to) معنی فارسی بالا بردن واژههای دیگر با معنی «بالا بردن» hoist بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن casual uplift بالا بردن موقتي، بالا رفتن موقتي set sail بالا بردن بادبان، syn : make sail jigging بالا و پايين بردن طعمه در آب top up بالا بردن بوم جرثقيل (دريايي) high stick بالا بردن غيرمجاز چوب (هاکي روي يخ) equity financing بالا بردن يا ايجاد سرمايه با فروش سهام indian check سد کردن راه حريف با بالا بردن چوب بالاي، سر او براي ضربه زدن به چوب او (لاکراس) put option خيار بايع در مورد بالا بردن قيمت قبل از، تسليم مبيع ارزش پول تنزل کند dapping نوعي صيد ماهي با بالا و پايين بردن طعمه، تا مماس آب شود