jack-pudding معنی فارسی مسخره لوده واژههای دیگر با معنی «مسخره» sikt مسخره، طعنه، کنايه گوشه دار flout مسخره، اهانت، بي احترامي shtick مسخره بازي، کار خنده دار، وسيله ي جلب توجه sardonic مسخره اميز، ناشي ازاستهزا، کنايه دار sardonically مسخره اميز، ناشي ازاستهزا، کنايه دار futz مسخره بازي کردن، فضولي و اذيت کردن، ور رفتن به burlesque نمايش مسخره آميز، مضحک، خنده آور caricature تصوير مسخره آميز، نمايش اغراق آميز از شکلي opera bouffe اپراي خنده دار که تا اندازه اي مسخره آميز، باشد mockery ريشخند، مسخره، استهزا