دیکشنری فارسی

jackleg

معنی فارسی

خام دست، تازه کار، ناشي، نادرست، موقتي،

دم دست.

بي عرضه

رجوع شود به makeshift

معنی کامل و مثال‌ها

/-leg´/adj., n.

خامدست، ناشی

بی عرضه

رجوع شود به: makeshift

نادرست، از روی نادرستی

واژه‌های دیگر با معنی «خام دست»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن