jaculation معنی فارسی عمل پرت کردن انداختن مترادفها noun Darting, throwing, hurling, launching. واژههای دیگر با معنی «عمل پرت کردن» spill ريزش، عمل پرت کردن dart نيزه، زوبين، عمل پرت کردن projection پيش امدگي، برامدگي، پرتاب hurl پرت کردن، پرتاب کردن، انداختن