دیکشنری فارسی

jailbreak

UKdʒeilbreik

معنی فارسی

فرار از زندان ، گريختن از محبس (بازور).

معنی کامل و مثال‌ها

/-brāk´/n.

● فرار از زندان، زندان گریزی، زندان شکنی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an escape from jail “the breakout was carefully planned”

واژه‌های دیگر با معنی «فرار از زندان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن