دیکشنری فارسی

javelin

UKdʒævlin US'dʒævələn

معنی فارسی

زوبين نيزه زوبين زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/jav´lin, jav´ǝ lin/n.

● نیزه، زوبین

● (ورزش) نیزه (به درازی هشت و نیم فوت)، نیزه پرانی (Javelin throw هم می‌گویند)

a champion javelin thrower

قهرمان نیزه پرانی

تعریف انگلیسی

noun
  1. an athletic competition in which a javelin is thrown as far as possible
  2. a spear thrown as a weapon or in competitive field events

واژه‌های دیگر با معنی «زوبين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن