jeu معنی فارسی بازي معنی کامل و مثالها /zhö/n., pl.● (فرانسه) بازی، تفریح واژههای دیگر با معنی «بازي» game بازي، بازي شرطي، سرگرمي openness بازي، گشودگي، گشادگي falconine بازي، بازمانند، قوش وار dalliance بازي، طفره، وقت گذراني partie بازي performing بازي گر، بازي دربيار، نمايش دهنده playgame بازي چه، چيز دروغي watermanship اب بازي، قايقراني. dibasic دو بازي، دو عاملي diving اب بازي، غواصي