دیکشنری فارسی

jewel

UKdʒuːəl US'dʒu:əl

معنی فارسی

جواهر سنگ گرانبها

معنی کامل و مثال‌ها

/jōō´ǝl/n., vt.

● گوهر، سنگ گرانبها (gem هم می‌گویند)

● (گردنبند یا انگشتر یا دستبند دارای سنگ‌های بهادار یا طلا و نقره و غیره) جواهر، زیور، پیرایه

a jewel thief

جواهر دزد

● (انسان یا چیز) پرارزش، عزیز و خوب

my daughters are real jewels

دختران من واقعا جواهرند.

this painting is the brightest jewel of London museums

این نقاشی درخشان‌ترین گوهر موزه‌های لندن است.

● جواهر نشان کردن، گوهر آذین کردن

a jeweled crown

تاج جواهر نشان

● (ساعت) سنگ

a watch with 12 jewels

ساعت دارای 12 سنگ

تعریف انگلیسی

verb
  1. a precious or semiprecious stone incorporated into a piece of jewelry
  2. a person who is as brilliant and precious as a piece of jewelry
  3. adorn or decorate with precious stones “jeweled dresses” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody” “Something ----s somebody”

مترادف‌ها

noun
Gem, brilliant, precious stone.

واژه‌های دیگر با معنی «جواهر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن