دیکشنری فارسی

journeywork

معنی فارسی

مزدوري شاگردي کارمزد کارپست کاربيقاعده .

معنی کامل و مثال‌ها

/-wu_rk´/n.

● کار، کار روزانه‌ی کارگر روزمزد

واژه‌های دیگر با معنی «مزدوري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن