jumbo
UKdʒʌmbou
US'dʒʌmbəu
معنی فارسی
درشت ، بزرگ ، ادم تنومند و بدقواره ،
جانور غول اسا.
معنی کامل و مثالها
/jum´bō/n., pl.
● درشت، بزرگ، سترگ، گنده، تنومند، گت
jumbo jet
هواپیمای بزرگ، گت جت
تعریف انگلیسی
adjective
- of great mass; huge and bulky “a jumbo jet” “jumbo shrimp”