دیکشنری فارسی

jumbo

UKdʒʌmbou US'dʒʌmbəu

معنی فارسی

درشت ، بزرگ ، ادم تنومند و بدقواره ،

جانور غول اسا.

معنی کامل و مثال‌ها

/jum´bō/n., pl.

● درشت، بزرگ، سترگ، گنده، تنومند، گت

jumbo jet

هواپیمای بزرگ، گت جت

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of great mass; huge and bulky “a jumbo jet” “jumbo shrimp”

واژه‌های دیگر با معنی «درشت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن