دیکشنری فارسی

kef

معنی فارسی

کيف نشئه حشيش بنگ بيکاري لذت لم دادن

معنی کامل و مثال‌ها

/kāf/n.

(از عربی)

کیف، لذت

ماده‌ای که (مانند افیون و غیره) برای ایجاد کیف و لذت مصرف می‌شود

واژه‌های دیگر با معنی «کيف»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن