kicksy wicksy معنی فارسی زن عيال (درمقام تحقير) واژههای دیگر با معنی «زن» woman زن، مرد زن صفت، احساسات زنانه femme زن، زوجه، ضعيفه kicky wicky زن، عيال (درمقام تحقير) carline زن، زن مسن، کامله زن. wife زن، زوجه، عيال carlin زن، زن مسن، کامله زن. carling زن، پيرزن، عفريته . bint زن، زنکه، دختره wahine زن، زن بومي Frau زن، خانم