kinkly معنی فارسی تاب دار پيچدار گره دار واژههای دیگر با معنی «تاب دار» twisty تاب دار، پيچ خورده، پيچ دار kinky تاب دار، پيچدار، گره دار pompous با شکوه، بخود اهميت دهنده، غلنبه lustrous براق، جلادار، صيقلي turgid باد کرده، آماسيده، غلنبه precious گرانبها، پر بها، پر قيمت loftier بلند، بزرگ، بلند پايه loftiest بلند، بزرگ، بلند پايه lofty بلند، بزرگ، بلند پايه puffy پف کرده، بادکرده، باد دار