kittle
US'kıtəl
معنی فارسی
دشوار سخت خطرناک بيقرار عصباني دمدمي متلون
معنی کامل و مثالها
/kit´'l/adj., vt.
● (اسکاتلند)
● قلقلک دادن
● سردرگم کردن
● قلقلکی، زودترس