دیکشنری فارسی

kittle

US'kıtəl

معنی فارسی

دشوار سخت خطرناک بيقرار عصباني دمدمي متلون

معنی کامل و مثال‌ها

/kit´'l/adj., vt.

● (اسکاتلند)

● قلقلک دادن

● سردرگم کردن

● قلقلکی، زودترس

واژه‌های دیگر با معنی «دشوار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن