دیکشنری فارسی

kneeling

UKniːliŋ US'ni:lıŋ

معنی فارسی

زانو زدن بزانو دراوردن بزانوافتادن

ریشه و کاربرد

ریشه

From kneel + -ing.

مثال

  • He was kneeling before the altar.
  • Kneeling can be hard on the knees.
  • She was in a kneeling position.

ترکیب‌های رایج

Kneeling position Kneeling before

تعریف انگلیسی

noun
  1. supporting yourself on your knees

واژه‌های دیگر با معنی «زانو زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن