دیکشنری فارسی

kneels

UKniːlz

معنی فارسی

زانو زدن بزانو دراوردن بزانوافتادن

ریشه و کاربرد

Verb

Third person singular of kneel.

ریشه

From kneel + -s.

مثال

  • He kneels before the queen.
  • She kneels to pray every night.
  • The child kneels to tie his shoe.

ترکیب‌های رایج

Kneels down Kneels before Kneels in prayer

واژه‌های دیگر با معنی «زانو زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن