دیکشنری فارسی

knifed

UKnaift

معنی فارسی

چاقو کارد گزليک گزلک (درشعر) خنجر کارد (درماشين ومانندان) تيغه

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense and past participle of 'knife'.

ریشه

From 'knife' + '-ed'.

مثال

  • He knifed the steak into bite-sized pieces.
  • The victim was knifed in a dark alley.
  • She knifed through the water with ease.

ترکیب‌های رایج

Violently knifed Skillfully knifed Quickly knifed

واژه‌های دیگر با معنی «چاقو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن