knurl
UKnjeəl
معنی فارسی
گره برامدگي قپه قبه دندانه کنگره الت کنگره سازي
معنی کامل و مثالها
/nu_rl/n., vt.
● گره، ورقلمبیدگی، غده، دژپیه، گرهک، گرهچه
● هریک از برجستگیهای کوچک یا شیارهای دور سکه و غیره
● (اسکاتلند) آدم کوتاه قد و پهن اندام، خپله
● دارای برجستگی یا شیار کوچک کردن