laboriously
UKləbɔːriəzliː
USlə'bɔ:rıəslı
معنی فارسی
بارنج ، بزحمت ، ساعيانه ،
چنانکه نماينده زحمت باشد
بارنج ، بزحمت ، ساعيانه ،
چنانکه نماينده زحمت باشد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن