دیکشنری فارسی

onerous

UKɔnərəs US'əunərəs

معنی فارسی

سنگين ، گران ، دشوار ، شاق پرزحمت ،

بارنج بدست آمده ، متضمن تعهد با التزام

معنی کامل و مثال‌ها

/än´ǝr ǝs, ōn´-/adj.

طاقت فرسا، پر زحمت، شاق، سنگین

onerous duties

مسئولیت‌های سنگین

(حقوق: دارای مسئولیت‌ها و عواقب قانونی که از فایده‌ی احتمالی بیشتر یا لااقل با آن برابر است) پر مسئولیت، دارای شرایط سنگین

onerous property

ملک پر دردسر

ریشه و کاربرد

Adjective

Involving a great amount of effort, difficulty, or obligation.

ریشه

From Latin 'onerōsus', from 'onus' meaning 'burden'.

مثال

  • The new job comes with onerous responsibilities.
  • The company faced onerous regulations that hindered its growth.
  • She found the task of organizing the event to be onerous.

ترکیب‌های رایج

Onerous task Onerous burden Onerous obligation Onerous regulations

مترادف‌ها

adjective
Burdensome, oppressive, heavy, weighty, hard, difficult.

واژه‌های دیگر با معنی «سنگين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن