دیکشنری فارسی

stodgily

UKstɔdʒəːliː

معنی فارسی

سنگين ، ناگوار ، باد کرده ، گنده ،

داراي جزئيات زياد و خسته کننده

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a stuffy manner “Come in please,' he said stuffily” “Derived from adjective: stodgy, stuffy (for: stuffily)”

واژه‌های دیگر با معنی «سنگين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن