دیکشنری فارسی

lac

UKleis USlæk

معنی فارسی

لاک ، لاک الکل ، چيز لاک الکل زده ، لاک شيشه اي

معنی کامل و مثال‌ها

/lak/n.

● (از ریشه‌ی فارسی)

● لاک (ماده‌ی انگم مانندی که از بدن برخی حشرات به ویژه Laccifer lacca می‌تراود و از آن لاک الکل و غیره می‌سازند)

● رجوع شود به: lakh

تعریف انگلیسی

noun
  1. resinlike substance secreted by certain lac insects; used in e.g. varnishes and sealing wax “Substance Holonyms: sealing wax, seal, shellac, shellac varnish”

واژه‌های دیگر با معنی «لاک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن