lac
UKleis
USlæk
معنی فارسی
لاک ، لاک الکل ، چيز لاک الکل زده ، لاک شيشه اي
معنی کامل و مثالها
/lak/n.
● (از ریشهی فارسی)
● لاک (مادهی انگم مانندی که از بدن برخی حشرات به ویژه Laccifer lacca میتراود و از آن لاک الکل و غیره میسازند)
● رجوع شود به: lakh