دیکشنری فارسی

sealing wax

UKsiːliŋwæks

معنی فارسی

لاک

معنی کامل و مثال‌ها

● (برای مهر زدن) لاک، موم (برای مهر و موم کردن)

تعریف انگلیسی

noun
  1. fastener consisting of a resinous composition that is plastic when warm; used for sealing documents and parcels and letters “Substance Meronyms: lac”

واژه‌های دیگر با معنی «لاک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن