sealing wax
UKsiːliŋwæks
معنی فارسی
لاک
معنی کامل و مثالها
● (برای مهر زدن) لاک، موم (برای مهر و موم کردن)
لاک
● (برای مهر زدن) لاک، موم (برای مهر و موم کردن)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن