دیکشنری فارسی

lacing

UKleisiŋ

معنی فارسی

توري يراق بند توري دوزي يراق دوزي قيطان زهوار

معنی کامل و مثال‌ها

/lās´iŋ/n.

عمل بندزدن (به کفش و غیره)، بنددار کردن

کتک، گوشمالی

بند (مثلا بند کفش یا بند تنبان)، ریسمان

یراق، قیطان، زردوزی

مقدار کم (به ویژه کمی مشروب الکلی یا ادویه و غیره که به چیزی زده شود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small amount of liquor added to a food or beverage
  2. a cord that is drawn through eyelets or around hooks in order to draw together two edges (as of a shoe or garment)
  3. the act of inflicting corporal punishment with repeated blows

واژه‌های دیگر با معنی «توري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن