lack of sufficient age معنی فارسی عدم بلوغ واژههای دیگر با معنی «عدم بلوغ» impuberty نارسيدگي، عدم بلوغ imfancy کودکي، صغر، عدم بلوغ stagnation thesis نظريه رکود، فرضيه رکود . فرضيه اي که بر، اساس آن