دیکشنری فارسی

lackadaisically

UKlækədeizikɑːliː

معنی فارسی

ناز از روي بيحالي باوانمود کردن بيحالي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an idle and lackadaisical manner “he was hanging around the house lackadaisically” “Derived from adjective: lackadaisical”

واژه‌های دیگر با معنی «ناز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن