laconic speech معنی فارسی کم گويي واژههای دیگر با معنی «کم گويي» pauciloquy کم گويي، کم حرفي hypologia کم گويي hypophrasia کم گويي reticency خاموشي، سکوت، کم گويي. understate حقيقت را اظهار نکردن، دست کم گرفتن.، از مبالغه خودداري کردن