lacteous معنی فارسی شيرمانند شيري واژههای دیگر با معنی «شيرمانند» lactiform شيري x شيرمانند actescent شيري، شيرمانند، شيردهنده acteous شيري، شيربر، شيرمانند lactescent شيري، شير مانند، شيرده .